قالب وردپرس
untitled-2
تحریک الکتریکی مغز
سپتامبر 13, 2016
رواندرمانی بین فردی
رواندرمانی بین فردی
اکتبر 6, 2016
نقشه رنگی مغز

نقشه رنگی مغز
الکتروآنسفالوگرافی کمی (
QEEG) یا نقشه فعالیت الکتریکی مغز (BEAM)

تاریخچه نقشه رنگی مغز

ریچارد کتون در سال 1875 کشف کرد که نوسانات الکتریکی مغز، فعالیت های ذهنی (روانی) را به دنبال دارد. آزمایش های او شامل قرار دادن الکترودها بر روی مغز باز حیوانات بود. او هم چنین برخی فعالیت های الکتریکی را از پوست سر حیوانات، در حالت بسته ضبط نمود. در سال 1920، هانس برگر الکترو آنسفالوگرافی(EEG) را از روی پوست سر انسان ها اندازه گیری کرد. او اولین کسی بود که امواج خام EEG را بروی کاغذ ثبت کرد. الکترو انسفالوگرافی (EEG) ثبت دیجیتالی یا کاغذی امواج مغزی خام فیلتر نشده است. علایم الکتریکی که از پوست سر می آیند می‌توانند تقویت شده و به داده ها و امواج مغزی تبدیل شوند. الکتروآنسفالوگرافی کمی (QEEG)، تجزیه و تحلیل جامعی از فرکانس ها یا پهنای باندهای فرکانسی افراد است که در EEG خام نشان داده شده است. پیشگامان پیشرفت نقشه های مغزی ،فرانک دافی، ری جان و رابرت تاچر بودند. داده های   QEEG برای پزشکان تصویر گسترده ای از قشر مغز در حال فعالیت را فراهم میکند. تصویر برداری مغزی با اطلاعات پایه ای نرم شده منجر به تولید نقشه های مغزی توپوگرافیک می شوند.نقشه رنگی مغز

 

home_lawyer2_iconbox3

روش انجام نقشه رنگی مغز

هنگام انجام تست شما روی یک صندلی به راحتی می نشینید و کلاهی دارای 32 یا 19 الکترود (نحوه قرارگیری مطابق با استاندارد های بین المللی است) روی سر قرار داده می شود. برای افزایش هدایت الکتریکی و دقت در ثبت امواج از ژل مخصوص استفاده می شود. QEEG، امواج مغزی را در حالت‌های مختلف چشم بسته، چشم باز و انجام یک تکلیف شناختی مانند خواندن ثبت کرده، سپس این امواج بوسيله كامپيوتر برحسب فركانس تفكيك شده و براساس شدت فعاليت در رنگ‌هاي مختلف نمايش داده مي‌شوند (تصاویر در قالب سرهای رنگی که Brain Map نامیده می‌شوند ارائه می‌گردند.

کاربرد نقشه رنگی مغز

عموما نقشه ها اگر به طور صحیح تفسیر شوند راهنمای خوبی در مسافرت هستند. در حوزه ی بالینی اگر دچار سردرگمی شوید ممکن است آموزش بی تاثیر شود و حتی درمان با شکست مواجه شود. لازمه ی مسافرت کارآمد آگاهی کامل از جاده ی اصلی و جایگزین های ممکن است. به طور مشابه یک نقشه ی مغزی نیز می تواند راهنمای نوروتراپیست برای انتخاب پروتکل درمانی مناسب باشد. البته یک نقشه به تنهایی برای اطمینان از موفقیت درمان بالینی به ندرت کفایت میکند. نقشه ها باید با انجام آزمون های شناختی، پرسشنامه ها و مداخلات روانپزشکی پشتیبانی شوند. در اصل QEEG به منظور تشخیص بیماری‌های مغزی- عروقی، آسیب‌های مغزی، اختلال تمرکز، بیش فعالی، اختلالات یادگیری، اضطراب، افسردگی، تومورهای مغزی، صرع، اسکیزوفرنی، دمانس و آلزایمر به کار می‌رود.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *